الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

316

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » « 1 » ؛ ( قرآن را ) به نام پروردگارت - كه هستى را آفريد - بخوان همو كه انسان را از خون بسته آفريد . بخوان كه پروردگارت از همه ارجمندتر است . همو كه با قلم تعليم داد و آن چه را كه انسان نمىدانست به او آموخت . سپس آنچه را كه مىبايست بر او نازل كرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت . محمد صلّى اللّه عليه و آله از كوه پايين آمد در حالى كه عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود كرده بود و به تب و لرز دچار شده بود . چيزى كه اضطرابش را بيشتر مىكرد ، اين بود كه مىترسيد ، قريشيان او را تكذيب كرده و او را به ديوانگى نسبت دهند ، در حالى كه او عاقل‌ترين مردم و گرامىترين آنان بود و مبغوض‌ترين چيزها در نظر او شياطين و اعمال ديوانگان بود ؛ بنابراين ، خداوند اراده كرد كه قلبش را مملوّ را شجاعت نمايد و به او فراخى دل عنايت فرمايد . براى همين از كنار هر سنگ و درختى كه ردّ مىشد ، مىشنيد كه مىگفتند : « السّلام عليك يا رسول اللّه » « 2 » . اين خبر دلالت مىكند كه اولين سوره - يا اولين آياتى - كه نازل شده است ، همين پنج آيهء اول سورهء علق بوده است ، ولى اين تنها يك خبر واحدى است كه دلالت مىكند كه اين آيات در ابتداى بعثت و در روز بيست و هفتم رجب نازل شده است . ( 1 ) نزول اولين آيه‌ها آنچه دلالت مىكند بر اين كه آيه‌هاى سورهء علق ، نخستين آيات الهى هستند كه نازل شده است ، اين است كه در تفسير قمّى به نقل از ابى الجارود از امام باقر عليه السّلام در مورد قول خداوند متعال كه مىفرمايد : « ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى » « 3 » روايت مىكند كه فرمود : اولين سوره‌اى كه نازل شد : « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » بود . سپس جبرئيل به مدت زيادى نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله

--> ( 1 ) . علق ( 96 ) ، 1 - 5 . ( 2 ) . تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 206 آمده است و اين را مقايسه كنيد با آنچه كه در تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 299 - 306 آمده است . به طورى كه از آن چنين استفاده مىشود كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گمان كرد كه جنون او را فرا گرفته است و اراده كرد كه خودش خدا را ببيند و در آن فرشته شك كرد كه آيا شيطان است يا خير ؟ و خديجه و عموزادهء نصرانىاش ، ورقة بن نوفل به او دلدارى و اطمينان دادند ( ! ) چنين مطالبى از طريق اماميه نقل نشده است . ( 3 ) . ضحى ( 93 ) ، 3 .